تبلیغات
نگارم هر نفس درجلوه نقش تازه ای دارد - یا حق
یکشنبه 28 خرداد 1391

یا حق

   نوشته شده توسط: خاک پای کوی دوست رضا ذبیح اللهی    



حسینی
شنبه 10 تیر 1391 09:49 ب.ظ
بهار به شوقت می ماند
تو می آیی؛این را نسیم سر گلدسته سرو فریاد زده است و شکوفه ها باور کرده اند.هر صبح قناری دلتنگیم بر شاخه نیازمی نشیند و برای استقبال از تو سرود آماده می کند.هر غروب گل های نرگس بر رشته های چادر مادرت بوسه می زند تا فرزندش زودتر باز آید.باور کن تمام باغ تو را می خواند.دیگر بی تو عطر سیب هم چنگی به دل نمی زند.پتو می آیی از پشت زمان ها،از لابلای قرون،از سابقه تاریخ،از کنار برکه آرزوها تنهای تنها و سوار بر اسبی به رنگ شکوفه ها.
می گویند وقتی که بیایی،بهار به شوقت میماند و نوبت به فصل دیگر نمی رسد.خورشید از آسمان پایین می آید و گل میخ آستانه خانه ات می شود.تو می آیی و به همراهت سبزینه ایمان می آوری بر منبر گل های امید می ایستی و خطبه طراوت می خوانی.آن روز متن سخنان تو را بربرگ های گل آفتاب گردان می نویسند و چلچله ها با الهام از آن نغمه خوانی می کنند.آن طرف تر خارهای ستم از رعد فریادت آتش می گیرند.
تو می آیی آخر تو از نسل آمدنی.از نسل بشارت،از نسل جاعل الحق و زهق الباطل.همزمان با آمدنت هزاران پرنده از قفس می پرند و آسمان در بی شماری پروازها مشبک می شود و من تا آن روز شعر انتظار را می سرایم.
همه هست آرزویم که ببینم از تو رویی
چه زیان تو را که من هم برسم به آرزویی
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر