تبلیغات
نگارم هر نفس درجلوه نقش تازه ای دارد - یا حق
یکشنبه 28 خرداد 1391

یا حق

   نوشته شده توسط: خاک پای کوی دوست رضا ذبیح اللهی    



foot pain during yoga
سه شنبه 6 تیر 1396 08:52 ق.ظ
Hi, Neat post. There's a problem together with your web site in web explorer, could test this?

IE nonetheless is the marketplace chief and a huge section of
other folks will omit your magnificent writing due to this problem.
ameblo.jp
چهارشنبه 3 خرداد 1396 03:25 ق.ظ
Hi, i think that i saw you visited my website thus i got here to return the want?.I am attempting to in finding things to improve my site!I assume its good enough to use a few of your concepts!!
Randolph
دوشنبه 25 اردیبهشت 1396 01:13 ب.ظ
I'm impressed, I must say. Seldom do I encounter a blog that's both
educative and engaging, and without a doubt, you have
hit the nail on the head. The issue is something not enough
folks are speaking intelligently about. Now i'm very
happy I stumbled across this during my search for something relating to this.
حسینی
شنبه 10 تیر 1391 09:49 ب.ظ
بهار به شوقت می ماند
تو می آیی؛این را نسیم سر گلدسته سرو فریاد زده است و شکوفه ها باور کرده اند.هر صبح قناری دلتنگیم بر شاخه نیازمی نشیند و برای استقبال از تو سرود آماده می کند.هر غروب گل های نرگس بر رشته های چادر مادرت بوسه می زند تا فرزندش زودتر باز آید.باور کن تمام باغ تو را می خواند.دیگر بی تو عطر سیب هم چنگی به دل نمی زند.پتو می آیی از پشت زمان ها،از لابلای قرون،از سابقه تاریخ،از کنار برکه آرزوها تنهای تنها و سوار بر اسبی به رنگ شکوفه ها.
می گویند وقتی که بیایی،بهار به شوقت میماند و نوبت به فصل دیگر نمی رسد.خورشید از آسمان پایین می آید و گل میخ آستانه خانه ات می شود.تو می آیی و به همراهت سبزینه ایمان می آوری بر منبر گل های امید می ایستی و خطبه طراوت می خوانی.آن روز متن سخنان تو را بربرگ های گل آفتاب گردان می نویسند و چلچله ها با الهام از آن نغمه خوانی می کنند.آن طرف تر خارهای ستم از رعد فریادت آتش می گیرند.
تو می آیی آخر تو از نسل آمدنی.از نسل بشارت،از نسل جاعل الحق و زهق الباطل.همزمان با آمدنت هزاران پرنده از قفس می پرند و آسمان در بی شماری پروازها مشبک می شود و من تا آن روز شعر انتظار را می سرایم.
همه هست آرزویم که ببینم از تو رویی
چه زیان تو را که من هم برسم به آرزویی
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر