تبلیغات
دلشدگان 110 - مقاومت فرهنگی ایرانیان مسلمان در برابر فرهنگ اعراب

مقاومت فرهنگی ایرانیان مسلمان در برابر فرهنگ اعراب


 

       فرهنگ چندین هزار ساله ایرانیان آریایی توأم با می و مطرب و رقص و پایکوبی و شادی و در حقیقت فرهنگ عشق بود. ایرانیان چون با فرهنگ عرب برخورد کردند از ابراز فرهنگ دیرینه خود ممنوع شدند. برای اینکه فرهنگ خود را حفظ کنند آن را در اشعار خود زنده نگاه داشتند.

       گرچه بعضی از عرفا و شعرا مانند خیّام و حافظ با می و مطرب بیگانه نشدند و در خلوت به آن روی می‌آوردند، بکار بردن الفاظ باده و مستی و میخانه از سوی صوفیان در اشعار خود رونق بسزایی یافت و سروده‌هایی را که فاقد آن بود دوست نمی‌داشتند. این مسأله باعث شد ، صوفیانی که با می و مطرب سروکار نداشتند در اشعار خود آن ها را بکار برند و با الهام از فرهنگ خسروانی و باورهای باستانی برای تبرئه خود و پیشینیان معانی ثانوی برای آنها شرح دهند.

       برای مثال می را ذوقی می‌گفتند که بر اثر یاد حق در دل صوفی پیدا شود و او را سرمست گرداند، یا مطرب را به معنای آگاه کننده و پیر کامل و مرشد مکمّل می‌نامیدند، یا اینکه صوفیان در مجالس ذکرِ حق بنام سماع با دف و نی به تواجد و رقص و پایکوبی می‌پرداختند. و این معانی اصطلاحی کم‌کم رواج پیدا کرد و جامعه عرفا و صوفیان معانی ثانوی را پذیرفتند و آن را بسط دادند. بدین ترتیب بود که اصطلاحات عرفا و صوفیه پایه‌گذاری شد.

       از سوی دیگر مسلمانان صدر اسلام از ترس عذاب آخرت شب‌ها خواب نداشتند و مرتب در حال خوف و افسردگی بودند و احساس گناه بر آنها مستولی بود. این احوال موجب شده بود که ایرانیان مسلمان شادی و نشاط طبیعی خود را از دست بدهند. شعرای عارف و صوفی کوشیدند که در اشعار خود احساس شادمانی و خرسندی را در آنها بیدار سازند و ترس و بیم آنان را زایل کنند، چنانچه حافظ می‌فرماید:

در این بازار اگر سودی است بادرویش خرسند است                      الهی منعمم گردان به درویشی و خرسندی

       خیّام می‌سراید:

گفتی که ترا عذاب خواهم فرمود                         من در عجبم که آن کجا خواهد بود

آنجـا که تویــی عذاب نبود آنجا                         آنجـا که تو نیستی کجـا خواهد بود

       نتیجه آنکه عرفا و صوفیه مسلمان پاسداران فرهنگ ایران در قبال فرهنگ عرب بودند.